این روزها تمام تلاشم این است که از حرفها و مفاهیم زیبایی که در مورد زندگی شنیده ام عبور کنم و سعی کنم خودم آنها را به عینه احساس کنم، نعمت زنده بودن، مثلا به پاییز از سر یک اتفاق معمولی نگاه نکنم و از نگرانی های معمول در مورد روزمرگی ها پل بزنم به این که فکر کنم چه سعادت مندم که در دامن بلند شبهای پاییزی، باران های پاییزی همچون زنی قد بلند و زیبا با اورکتی چرمی سیاه، کلاه به سر و کفش های پاشنه بلند قرار است، گاه گاه قصه خاطرات و آرزو های دور و دراز را به گوشم نجوا کنند...
۱- شعر از سهراب سپهری
عنوان پست اسم رمانی از گابریل گارسیا مارکز است که بسیار دوست دارم در آینده ای نزدیک آن را بخوانم....
برچسب:
نویسنده: نسیم